بعی بعی میگه ...؟
پسرم امشب قرار شام بریم رامیان خونه مادرجونی بابایی پیش جوجه ها مرغ ها که وقتی قوقولی قوقو میکنه خروسه تو از ترس یه متر میپری هوا و گریه میکنی اخه مادرجونی خیلی دلش برات تنگ شده ... تا فردا هم اونجا هستیم... میدونم که خیلی خیلی خوشحالی پسر گلم بوس بوس هزارتا امروز یکی از اون سی دی های با نی نی تو برات گذاشتم همونی که میگه بعی بعی میگه بع بع یونجه داری نه نه پس چرا میگی بع بع رو واست گذاشتم تو هم کلی خندیدی و دوست داشتی قربونت برم که اشتهات به بابات رفته و دو لپی سوپی که برات درست کردم میخوری فدات بشم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بعی بعی میگه ...؟
